کوچه پشتی

کمی حال خوب

کوچه پشتی

کمی حال خوب

ترک برداشت احساسات آدم

ترک برداشت احساسات آدم
دراین دنیای پراز خشم وبی رحم
نوشت از ابتدا تقدیر این را
‌که باشد سهم آدم غصه و غم

منوچهربرون

گلی زیبا شبیه ارغوان چیدم ز چشمانت

گلی  زیبا  شبیه  ارغوان  چیدم  ز چشمانت

چه احساس قشنگ ومهربان چیدم زچشمانت


سراسر آسمان ابری  و  من  مشتاق  دیدارت

پس ازباران عجب رنگین کمان چیدم زچشمانت


کویری خسته از  گرمای  سوزانم  ولی  اینک

در آغوش نگاهت  سایبان  چیدم  ز چشمانت


هزاران قصه خواندم درنگاهت،غصه ها خوردم

هزار و یکشبم  را داستان  چیدم  ز چشمانت


اگرلب بسته خاموشی ومن درحسرت یک حرف

ولی دراین وسط شیرین بیان چیدم  ز چشمانت


امانم  را برید عشقت ؛  تو ای نامهربان  یارم

ز دردی بی امان امشب، امان چیدم زچشمانت


شتابان  می‌رود عمرم ، ندارم  مهلتی  دیگر

برای واپسین لحظه، زمان چیدم ز چشمانت


ارسلان رشیدی

السلام علیک یااباعبدالله


                                

                                
                                
                            </div>
                            <div class=

♡M♡

تنها بشر از دار جهان دلگیر است

تنها بشر از دار جهان دلگیر است
با زخم نهان و کهنه اش درگیر است

جانی به رهایی اش ندارد گویی
چون خط مدار کهکشان زنجیر است

گاهی نم اشکی زند از چشمانش
رنگینِ غمش شکسته در تصویر است

حتی غزل دفاتر اشعارش
پر شد ، به غمی که بنده بی تقصیر است . . .

نازنین راضی

ای دل بی کس بدیدی روز خوش پایان شد ؟

ای دل بی کس بدیدی روز خوش پایان شد ؟
سهم من از کل دنیا روزِ غم ، هجران شد ؟
.
ای دل محزون چه کردی که کنون هستی خموش
مهرِ مهرش خاموشی گشت و بسی حرمان شد
.
جادوان چشمان او از ره به در کردت ولی
در ره بی ره شدن قحطت رخ جانان شد
.

تیر مژگانش چنان زخم عمیقی بر تو کرد
رنگ رخسارت پرید و فاقد ایمان شد
.
آری از رهروی عشق کس زندگی صاحب نشد
هر که گامی را نهاد در آخرش بی جان شد
.
هر که در رهروی عشق خواهد که صاحب رتبه ای
شک نکن که در دلش چون رود ها طغیان شد
.
زخم خنجر گر خوری از عشق زهرش کمتر است
عاشقان واقعی جانا کجا درمان شد ؟
.
تکیه کردم عشق را اما مرا بر خاک کرد
عشق مرگی زنده است که قاتل دوران شد
.
هر چه کردم آتشم را رو به خاموشی کنم
وه که خاموشم نشد ، تبدیل آتشدان شد


امیرسام نامداری