کوچه پشتی

کمی حال خوب

کوچه پشتی

کمی حال خوب

فردا آمده است و ایستاده است

فردا آمده است و ایستاده است
پیش روی من
می‌پرسد چه می‌خواستی
با عصا او را کنار می‌زنم
هم‌چنان چشم دوخته به دوردست
منتظر


"شهاب مقربین"

عدالت

هرکجا عدل روی بنموده است

        نعمت اندر جهان بیفزوده است..

"سنایی غزنوی"

پیله‌ی آبی تنهایی‌ام

پیله‌ی آبی تنهایی‌ام
شکافت؛ کنون پروانه‌ام.
بتاب بر من، ای مهتاب من!
در آغوش تو، گویی به آسمان عروج می‌کنم،
و در هم‌صدایی با فرشتگان، به وجد می‌آیم.
بوسه‌ات، شهدی از باغ بهشت است
لطفی الهی که بر جانم می‌نشیند.
دیگر زمینی نیستم؛ روحم رها می‌شود
و در بیکران عشق، به پرواز در می‌آید.
در چشمانت،راز هستی را می بینم
و در لبخندت، نشانی از آرامش آسمانی
عشق تو، دعوتی‌ست به سوی نور.
در این پرواز ملکوتی، من و تو ،ما می‌شویم،
و با سپید بالان، تا روشنایی ، پرواز می‌کنیم.
زهرا نمازخواجو،بیتا

شهر بی دریا

هر روز
غرق می‌شوم
در این شهر بی دریا
و شب
خودم را بالا می‌کشم
روی تخت خواب
با صدف‌هایی در دستم
و تکه‌های تور
چسبیده به تنم
..


" ساره دستاران"

محبوب من

محبوب من

از دوست داشتنم می ترسد

از داشتنم می ترسد

از نداشتنم هم می ترسد

با اینهمه اما

مبادا گمان کنید مرد شجاعی نیست

وطنش بودم اگر

به خاطر من می جنگید

و مادرش اگر

بخاطرم جان...

من اما

هیچکسش نیستم

من هیچکسش هستم 

 

| رویا شاه حسین زاده |