در گره زدن سبزهها
عشاق بیتاب،
رخ معشوق،
سایهای بر آب.
سبزهها زمزمه کردند
رویاهایی را
که روزی حقیقت شوند.
سیدحسن نبی پور
من به تماشای تو نشسته ام
تو به تماشای دیگری
دنیا پر شده از تماشاچی.
سعید غلامی
اقیانوس آرام خیالم
باامواج خاطراتت
متلاطم وطوفانی است
نسیم منصوری نژاد
برای تماشای نیم رخ تو زمان کم می اورم
ان پیشانی ساده بی ریای سفید کشیده
ان ابروان تازه جوان مست
ان چشمان درشت خمار با طراوت
ان گونه ای که مثال تپه ای سرسبز پشت دریاست
ان گوشه لب باریکی که تمام ماجراست
این زاویه فک تو که کشنده همه نگاه هاست
و در نهایت همه باهم در خنده هایت جمع میشوند
وخیالی روح نواز را پردازش میکند
کیست که عاشق ان نتواند نباشد
ان که عاشق نباشد برایم خوش است
عاشق ناشدنت برایم خوش است
اماپاکی تو و نگاهت انکار کردنی نیست
ای که نگاههت بهترین لذت
خلوص درونت هم بالاترین قوت قلب از سعدی گویم که جان در بدنمی
ثانی باشینده
دوباره دل گرفته و بهانهی تو میکند
تمام عاشقانه را ترانهی تو میکند
طلوع پرامید شب عطش به سینه میزند
نفس نفس دلم تو را به عشق پیله میتند
برای هر نگاه تو تمام واژههای من
شکنشکن برای تو، قصیدهی رهای من
چنان که سرو میکشد غزل به قاف قامتت
تو را نگاه میکنم، شگفت در اصالتت
قیامتی که بغض را چو مشرق ترانهات
چکیده بر خیال من ز بامداد خانهات
تو بامداد واژهای برای شعر خستهام
ردیفهای گمشده ز شکوهی شکستهام
که در سکوت واژههای خود صدای من شدی
چگونه با تلنگر غزل هوای من شدی؟
چه شد برای شعر من غریب و آشنا شدی
ز رقص دل بریدی و نوای ساز ما شدی؟
چه شد شدی بهانهی سهگاه بیردیف من
به ضرب تار عاشقی شدی غم لطیف من
ای آینهشکن چرا ز روح من تپیدهای
ز لوح شب به چشم خود چه نقشها کشیدهای
مهار چشم مست تو که شب در آن شکفته شد
بگو چه در نگاه تو برای من نهفته شد
تمام اشتیاق من برای چشم مست تو
ندارم عاشقانهای به جز غزل به دست تو
نسرین باستانی