دستِ تو تا آسمان امّا دعا مقصود نیست
ذکرِ یارب یاربت را جز ریا مقصود نیست
میکده جایِ تو است امّا به مسجد می روی
جز فریبِ خلقی از این ماجرا مقصود نیست
پینه بر پیشانی و دیوِ درون فرمانرواست
دیو و شیطان را چنین خبط و خطا مقصود نیست
زاهِدا گرچه طوافِ کعبه کردی صد هزار
گویی امّا در دلت هرگز خدا مقصود نیست
آه اگر گم کرده باشد راهِ خود را آدمی
راهِ خود گم کرده را آخر چه ها مقصود نیست؟
علی پیرانی شال
زندگی گذراست
چه آنکه می خندد
وچه آنکه می گرید
سید حسن نبی پور
غروب ها
دیدنی تر می شویم ما
پیاده نظام خلع سلاح شده
که نقشه های فرار می کشد
برای فردای مه آلودش
نیلوفر تیر
هدیه شاعر شده شعر و گل
نشد آخر معشوقه عاشق گل
بیا شاعر نوای دیگری ساز
که معشوق می شود دیوانه گل
.....شفای دل.......
دلا غربت ندانم درد بسیار دارد
هر آن غربت رود اشک بشمار دارد
به غربت تازه کن درد فراقت
وطن در دل شفای تیمار دارد
......غم غربت.....
دلم تنگه از غم غربت بنالم
بنالم از غم غربت بنالم
نمی دانی غمی آشفته دارد
نمیدانی چه کرد با خیالم
......مجنون خیالی......
بیا مژنون شویم بر در و دشت
بیا لیلی شویم در شهر گل گشت
نمیدانم که لیلی باشم یا که مجنون
که منت کم کنم از جور دی هشت
...شراب ناب.....
سراغ ما از باغ و گل نگیرید
شراب ناب از سنبل نگیرید
نگیرید از جهان خوب رویان
غمی بر دل نشسته بر دل نگیرید
....سرخوش یار.....
بردمش تا پس اب و اندکی بر آب گریست
بردمش بر لب خاک و اندکی بر خاک گریست
بردمش هر جا که بوی خوشی از یار بود
سرخوش دیدار یار بود بر یار گریست
سیاوش دریابار
ای بحر بی کرانه ایثار یا رضا(ع)
گلزار حُسن را گل بی خار، یا رضا(ع)
ای کعبه مراد دل دل شکستگان
ای قبله گاه و ملجأ ابرار، یا رضا(ع)
خورشید می کند ز جمال تو کسب نور
چون سر زند ز گنبد دوّار، یا رضا(ع)
آئینه تمام نمای محمّدی(ص)
در صولت و شمایل و رخسار، یا رضا(ع)
ای مهر دل فروز امامت اباالحسن
وی مقتدای مکتب دادار، یا رضا(ع)
آید نسیم روضهی رضوان ازین حرم
از عطر خُلد کوی تو سرشار، یا رضا(ع)
بر آستانهی حرمت بوسه میزند
روح الامین بچشم گهربار، یا رضا(ع)
آیند ساکنان سماوات فوج فوج
هر صبح و شام در صف زوّار، یا رضا(ع)
مشتاق چلچراغ رواق تو آفتاب
دلبستگان عشق تو احرار، یا رضا(ع)
دل را به غرفه های ضریح تو بستهایم
همسایه ایم گر چه خطاکار، یا رضا(ع)
با یک نگاه لطف شما باز می شود
صدها گره ز کار گرفتار، یا رضا(ع)
آهوی خسته ام من و چشمم براین سراست
از پای مانده با دل افکار، یا رضا(ع)
منت پذیر لطف شمایم که سال ها
بودی مرا هماره مددکار، یا رضا(ع)
بارَد ز نور گنبد و گلدسته های تو
بر ساق عرش چشمۀ انوار، یا رضا(ع)
سعید بی همتا