من داغ کردم دلم را
و میل کشیدم چشمانم را
جرم کمی نیست
نداشتن تو
حاکم میان من و تو
همین تکِ دل بود..
مجید جاوید
زیر پای اصفهان خالی شده
وعده والفاظ پوشالی شده
شانه ی شهرم خمید
دردها بر هم چمید
کوچههای خاطرات
رود سرشار از نشاط
در گذار از روزگار
یک کویرِ بی بهار
چنگ در چنگال صنعت
تشنه ی بارانِ رحمت
بی نصیب از زنده رود
خفه از غلظت دود
کرم های ساقه خوار
باغْ شهرِ بیقرار
در تب و تاب سراب
غرق در رودِ پساب
آسمان بیستاره
محو در گرد وغبار
چشمهای سرخ و تر
از ورای صبحِ تار
اصفهان در انتظار
یک نسیم و یک بهار
یک خروش زنده رود
یک مدیر پایِ کار
میترا کریمیان
عالیجناب عشق
تومالک تمام احساس منی
پس بتاب ،بتاب برتوندرای وجودم
چنان خورشید ،که می تابد برخزه وگلسنگ
نسیم منصوری نژاد
هوای عاطفه دلتنگ می شود برگرد
خطوط خاطره بی رنگ می شود برگرد
فضای خانه مرا بی تو گور تنهائی است
مرو که بی تو دلم تنگ می شود برگرد
کبوتران رهایی ز یاس می میرند
جبین عشق پر آژنگ می شود برگرد
به کوچه کوچه عشقت حضور آینه هاست
فضای آینه پر زنگ می شود برگرد
به حال خسته مطرب دلی نمی سوزد
نوای عشق غم آهنگ می شود برگرد
هنوز کوچه ز گلبانگ عاشقانه تهی ست
نگاه پنجره غمرنگ می شود برگرد
علی رفائی نیا