کوچه پشتی

کمی حال خوب

کوچه پشتی

کمی حال خوب

خفقان تو لاله لانه‌ام بست

خفقان تو لاله لانه‌ام بست
شریان امارت در خانه‌ام بست

شهر در شب غرق و من بیدار
بیداری اندیشه آزادانه‌ام بست

مسلم دریس مفرد

جان تو جان من قلب خلایق بشکست

جان تو جان من قلب خلایق بشکست
سست میگردم از آنچه لایق بشکست
عنصر تلخ در این صبح من بیدارم
در سکوت است صدای عاشق بشکست


سیاوش دریابار

تبم را با تبت درمان نمایی

تبم را با تبت درمان نمایی
لبم را با لبت قلمان نمایی
چو شب با خیالت طی نمایم
که دردم با نگاهت درمان نمایی


سیاوش دریابار

ابراز کردم عشق خود را، تو نفهمیدی

ابراز کردم عشق خود را، تو نفهمیدی
با یک خیال تخت، چایت را که نوشیدی

من هر بتی را غیر تو، بشکسته ام زیبا
اما تو بت های زیادی را، تراشیدی

پرسیده ام حال تو را، امشب ز شب‌بو ها
حال مرا از نسترن ها، باز پرسیدی؟

رفتی به یکباره چرا، از پیش من دلبر
از عاشق زارت بگو، امشب چه ها دیدی؟

مانند پیچک، دور تاک پر ز انگورم
رفتی تو بالا و به دورش باز، پیچیدی

وقتی که گفتم عاشقم، حیرت نکردی تو
بر قلب عاشق پیشه ام، حتماً که خندیدی

مانند مولانا سماعت، چرخشی دارد
بر گرد شمس قونیه، الحق که چرخیدی

از باغ گیلاس لبت، دزدیده ام میوه
وقتی که لیموی لبم را یار، می چیدی

خلخال دارد پای تو، دستت النگو ها
دیوانه کردی دلبرم، وقتی که رقصیدی


رضا روزگر