حریر پیک دلخوشم
مبادا شعر دلکشم
رویای مهد ناهیا
مسرور ماه بی غشم
مهرخ راه آرزوست
زیبای آه منقشم
ساربان لخت عاشقت
سیده مریم جعفری
کار شراب میکند امشب دو چشم تو
ما را خراب می کند امشب دو چشم تو
چون آتشی درون مجمر رخت
دل را کباب میکند امشب دو چشم تو
ما بی حساب دل به روی تو بستهایم
کار حساب میکند امشب دو چشم تو
دل را که که کافرست به دین تو، ببین
اهل کتاب میکند امشب دو چشم تو
دیشب به خواب روی دو خورشید دیدهام
تعبیرخواب میکند امشب دو چشم تو
داریوش بشارت
به نامهای، نشانهای نوید عاشقانهای
نوای هدهد صبا، حلولِ هر جوانهای
شرابِ شامِ آخرِ مسیح وُ خلسهی جنون
شکستهای سبوی غم، خمار عارفانهای
همیشه سربراهی و گلی به دفترِ غزل
همیشه شاد و با صفا، نجیب و کودکانهای
به گریههای نمنم و به خواهش و دعای دل
سر خمیدهی مرا، تو تکیهگاه و شانهای
بهگوشِ دل، بهگوش جان، بهصوت و لهجهٔ اذان
اقامهی نماز شب، نیازِ بیکرانهای
هوای ای الهه و سکوت و نغمهی بنان
به زمزمه به نالهای، تو وصفِ این ترانهای
نگو که وقتِ رفتن و شروعِ قصهِی سفر،
شفایِ جان شفای دل دوا و درد خانهای
نگاهِ پرتو مانده بر، نگاه و هقهقِ غزل
تویی خدای هر غزل، شکوه جاودانهای
بنفشه انصاری پرتو
زندگی راباختم من
ساختم این لکه ننگ وجودی را
که سرشار از تنفر بود
دلم فرسنگ ها از آدمیت فاصله دارد
در ضمیرم هیچ ردی از کلاف روشن ازادکی نیست
و نابودی
تمام خاطرم را منحرف کرده است
خیال دیگری دارم
محسن سیاه کمری
دریای عشقِ پاک تو طوفانی
بارانِ ابرِ چشمِ تو می بارد
تنها نشسته ام به صبوری وای
تاسَم به تخته نَرد چه می کارد
در شیبِ سختِ شرمِ نگفتن ها
گُل واژه های شعرِ پریشانی
می خوانمت خدای نجابت ها
در بُغضِ آن چکامه ی بارانی
می جویَمت ستاره ی اقبالم
در روزگارِ سردِ فراموشی
حس می کنم کنارِ منی هر شب
با کوچه های غُربت و خاموشی
در جاده های خلوتِ مهتابی
از مَه نشانِ ماه تو می گیرم
ای ماه رفته از نظرم بنگر
بی نورِ روی ماه تو می میرم
امشب به یادِ خاطره هایت باز
در لابه لای دفترِ افکارم
پیچیده عطر یاس و اقاقی ها
ای اشکِ گونه ام نده آزارم.
مهرداد مظاهری