به نامهای، نشانهای نوید عاشقانهای
نوای هدهد صبا، حلولِ هر جوانهای
شرابِ شامِ آخرِ مسیح وُ خلسهی جنون
شکستهای سبوی غم، خمار عارفانهای
همیشه سربراهی و گلی به دفترِ غزل
همیشه شاد و با صفا، نجیب و کودکانهای
به گریههای نمنم و به خواهش و دعای دل
سر خمیدهی مرا، تو تکیهگاه و شانهای
بهگوشِ دل، بهگوش جان، بهصوت و لهجهٔ اذان
اقامهی نماز شب، نیازِ بیکرانهای
هوای ای الهه و سکوت و نغمهی بنان
به زمزمه به نالهای، تو وصفِ این ترانهای
نگو که وقتِ رفتن و شروعِ قصهِی سفر،
شفایِ جان شفای دل دوا و درد خانهای
نگاهِ پرتو مانده بر، نگاه و هقهقِ غزل
تویی خدای هر غزل، شکوه جاودانهای
بنفشه انصاری پرتو