مه بندان است
گم شده صورت خورشید
ثانیه ها نت نمی دهند
بخار نفس ها
سردتر از هوا
از میان جنگل برف ،پیداست
پیشانی دود آلود کلبه ای پیر
گفته بودند
پشت دریاها شهریست
نیست
همچنان
راه دهلیزهای پیچ در پیچ
یخ بندان است
شاخه ها سنگین است
با طعم تنهایی
هوس سفیدی هم
یخ بسته می دانی ؟
و شال گردن نارنجی
یعنی از این ساقه های ترک بسته
راهی به شانه های تو نیست ؟
من هنوز باور دارم
که در نگاه سربی تو
فاخته ای می رقصد
کامران اسدی
این چه دنیای غریبی است میان من وتو
شاید از جنس نگاه است جهان من و تو
رشک عالم شده آغوش من وقامت تو
خون به پاساخته این تیر وکمان من وتو
تو وآن گوشه غربت من واین کنج خراب
این بلا چیست که افتاده به جان من وتو؟
چنگ انداخته درزلف درختان از درد
خسته از سوگ بهار است خزان من وتو
گر چه از جنس جهانی متفاوت شده ایم
باز دنیای غریبی است میان من وتو...
سیدمحسن صادقی
خامی عشق من و پختگی و منطق تو
آشپز که دو تا شد، چه شود این آشی!
بهاره هفت شایجانی
شب هجران تو بارانیام کرد
نبودت مات و ویرانیام کرد
نشد یک دم ز یادت بگذرم من
غم عشق تو زندانیام کرد
چو مه رفتی و شب تارم افزود
غم این قصه قربانیام کرد
کجا رفتی که بیتو بیقرارم؟
غم تو خسته و نالانیام کرد
به هر سو رو کنم یاد تو آنجاست
همین اندوه تو حیرانیام کرد
دلم را با غمت آمیختم و آه..
که این عشق تو طوفانیام کرد
چه شبهایی که بیتو گریه کردم
که این دردِ تو پنهانیام کرد
زدی آتش به جانم بیتفاوت
غم تو اینچنین فانیام کرد
به بادی رفتی و پایان گرفتی
ولی طوفان تو جانی ام کرد
کنون جز سایهای از من نمانده
که عشق تو پریشانیام کرد
به هر شعری که گفتم از غم تو
غم دلخستهی عرفانیام کرد
عرفان علیخانی
در دل خاک، خواب آرامی است
یاد تو در دلها، زنده و صمیمی است
بر سر سنگ، نامت حک شده است
داستان عشق و زندگی، در آن خفته است
چشمانت، ستارههای آسمان
در دل تاریکی، میتابند همچنان
هر نسیم، بوی تو را میآورد
هر گل، یاد تو را در دل دارد
ای کاش در یادها بمانی همیشه
در قلبها، عشق تو زنده بماند، بیپایان و بیغمه
به یاد تو، زندگی ادامه دارد
در هر لحظه، عشق تو جاودانه است و برقرار.
مهران رضایی حسین آبادی