برای جستوجویت، عاقبت با زورقی تنها
به دریا میزنم یک شب دلِ ساحلنشینم را
بدون بودنت، چون پرسش بیپاسخی هستم
بیا با جملههای عشق پُر کن نقطهچینم را...
کورش_کیانی
کسی باید باشد
در محفل ماه و شب و شعر
رقص نُتهای عشق را
در چشمهایش
ببینی
کسی باید باشد
طعم خوشِ یک قهوهی تلخ را
در شیرینی لبخندش
بنوشی..
نیلوفر_ثانی
وقت کم ست
در آستانه ی خطور ناگهان عشق
در رویای مبهم سرنوشت
تو پنجره
من هزارچشم
درحسرت تماشا
تو پرنده
من درختی خم شده
بی آسمان ..
نیلوفر_ثانی
من آن خطم
که در بزنگاه عشق
بر هر بوم دل
نخوانده و ننوشته پیدایَم..
نیلوفر_ثانی
تصویر مبهمیست
عشق
مثل مسافری در جاده
نمیدانی میرود
یا میآید ..
نیلوفر_ثانی