کوچه پشتی

کمی حال خوب

کوچه پشتی

کمی حال خوب

قیمت اهل وفا یار ندانست دریغ

قیمت اهل وفا یار ندانست دریغ

قدر یاران وفادار ندانست دریغ

درد محرومی دیدار مرا کشت افسوس

یار حال من بیمار ندانست دریغ

وحشی بافقی

جاده بهانه است مقصود چشم توست

جاده بهانه است مقصود چشم توست

من راهی توام ای مقصد درست

علیرضا آذر

احوال دل، آن زلف دو تا داند و من

احوال دل، آن زلف دو تا داند و من

راز دل غنچه را، صبا داند و من

بی من تو چگونه ای، ندانم؟ اما

من بی تو در آتشم، خدا داند و من

رهی معیری

تو از آن دگری رو که مرا یاد تو بس

تو از آن دگری رو که مرا یاد تو بس

خود تو دانی که من از کان جهانی دگرم

از شکار دگران چشم و دلی دارم سیر

شیرم و جوی شغالان نبود آبخورم

استاد شهریار

ای زخم کهنه ای که دهان باز کرده ای

ای زخم کهنه ای که دهان باز کرده ای

چون دیگران بخند به غم های ما توهم

تاوان عشق را دل ما هرچه بود داد

چشم انتظار باش در این ماجرا توهم

فاضل نظری