کوچه پشتی

کمی حال خوب

کوچه پشتی

کمی حال خوب

روح من در باد می‌سوزد نمی‌فهمد جهان

روح من در باد می‌سوزد نمی‌فهمد جهان ‌
می دود در خویش بی‌مقصد بیابانی عنان

چشم‌هایم خسته از تکرارِ تصویری دگر
آینه خوابیده بر دیوار بی‌ لبخند و جان

هیچکس نام مرا در یادِ خود تکرار نیست
من صدای بی صدایم در دل شب‌ها نهان

زندگی را بی‌طلب بر دوش ، چون سنگ کشم
همچو برفی مانده بر تیره‌ترین پشتِ زمان

دست من ، خالی چرا ؟ اما دل از فریاد سرخ
کاش می‌فهمید ، دنیا ، سوز من را در فغان

هر که می‌خندد ! نمی‌داند چه زنجیری ست در
سینه ی من ، ساکت و محکوم بودن بی‌بیان

بی تو این دل هر نفس در شعله می‌سوزد هنوز
در غبار نام تو گم شد دلم بی سایبان


گرچه تقدیرم جدایی ست ، ای خیال نازنین
باز می‌تابم به سوی تو ، چو نوری جاودان

فریبا دلال

شما هیچوقت آرزو نمی کنید

شما هیچوقت آرزو نمی کنید
بیش از پنج انگشت داشته باشید
همانطور که من آرزو نمی کنم
طمع در زندگی من بیشتر شود


بهمن نوری قاضی کند

چندین زمستان آمد ودرحال رفت است

چندین زمستان آمد ودرحال رفت است
ایران سراسر سبزی وهم خاک تفت است
چون مستقل شد دشمن بسیار دارد
این کینه ها از بهمن پنجاه وهفت است
خاری اگر درچشم دشمن هست آری
جمهوری اسلامیِ با پیشرفت است
با قیل وقالی کرکننده ،پوزه برخاک
بودش اگر هم هیمنه در آبرفت است
پشت نقاب صلح دنیایی ست شیطان
دعوا سر آقایی اش برچاه نفت است

اومبتلای وعده های پوچ هرسال
چندین زمستان آمد ودرحال رفت است

علی امیرزاده

پیر سپید پوش

پیر سپید پوش
با مُشتی پر از خواب جوانه ها
فرامی‌خواند
درختان را
به سکوت
و
از پشت پرده‌ی برف،
لبخند می‌زند به کودکی
که می‌نویسد
نام خود را
بر تن مه‌آلود پنجره.

مُشت باز می‌شود،
فرو می‌چکد
قطره‌های سکوت بلور
از شاخه‌های درختان

بر شیشه مه گرفته
نام بهار
می‌لغزد و سًر می‌خورد
بآرامی،
ردای سپید
از دوش زمستان

نادر صفریان

چیزی شبیه صدای باد

چیزی شبیه صدای باد
در جانم افتاده.
شاید
درختی در من
برگ می‌ریزد،
شاید
پرنده‌ای
نام تو را
آهسته صدا می‌زند.

من از قبیله‌ی بارانم،
با کفش‌هایی که خاکی‌اند
و قلبی
که هنوز
به لبخندِ یک گُل
دل می‌بازد.

دنیا
جای خوبی‌ست
اگر
آب را گل نکنیم،
اگر
به جای ساختن دیوار،
کمی پنجره بکاریم
رو به آفتاب.

راه دوری نیست
تا خدا،
از همین چشمه باید رفت،
با کمی مهربانی،
با قدری نگاه،
و دلی
که هنوز
بوی کودکی می‌دهد…


ابوفاضل اکبری