-
آهای اهالیِ دل
شنبه 20 مرداد 1403 12:38
آهای اهالیِ دل در کوی مهر حوصله کم دارد آرامِ کمال سال ها در وادیِ وصل سرِ سودا کرده احلام در رهِ اهورا آماده ی وصالم گاه گاهی که حالِ رَدّی ام آورده مرا مصلح و عادل می روم سویِ رحمی که آمده سویِ احوالم داورِ آه و درد س شاپرک زینب ساعدی
-
ای آنکه مثل جام عسل دوست دارمت
جمعه 19 مرداد 1403 12:33
ای آنکه مثل جام عسل دوست دارمت وقتش رسیده تا به غزل هابیارمت ازبسکه زیب دفتر اشعارمن شدی برصفحهءزمرد دل می نگارمت ای چلچراغ روشن شب های بی کسی بر دیدگان تار زمین می گذارمت گاهی شبیه ابری وگاهی شبیه باد باید به شکل بارش،باران ببارمت تاخیس ازاین شمایل زیباشودجهان بعدا به دست آبی دریا سپارمت قدرت الله شیرجزی
-
من که تنهایی خود را دوست داشت
پنجشنبه 18 مرداد 1403 12:30
من که تنهایی خود را دوست داشت من که بی دنیا دلش آرام بود آمدی من را شبیه مرگ کردی بی وفا من کجا بازیچه ی خوب و بد ایام بود؟ من پر از تنهایی و غم شد ولی این فرق داشت من دگر عادت به بوی عطر مستت کرده بود من به جای حلقه های سیم و زر یک حلقه از عشق خالص را نگین و یار دستت کرده بود من مگر دنیا به چشمش بود؟دنیا دوست بود؟ آن...
-
ای عشق چه می خواهی؟
چهارشنبه 17 مرداد 1403 12:32
ای عشق چه می خواهی؟ زین مست خراباتی؟ دل را همه دادیم رفت ما بیدل وشیداییم ای عشق چه می خواهی؟ زین رند خراباتی ویران شده ی عشقیم در کنج خراباتی ای عشق چه می خواهی؟ زین گوشه نشین عشق ما را چه بود شادی زین حال پریشانی ای عشق چه می خواهی؟ ما هستی خود را به مستی تو دادیم ای وای بر این مستی هستی همه دادیم رفت ای عشق چه می...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
سهشنبه 16 مرداد 1403 12:27
-
جنونی جانم را به جان خود بسته است
دوشنبه 15 مرداد 1403 12:40
جنونی جانم را به جان خود بسته است من تمام این مدت مرده بودم در دستان این جنون،در کوچه های این شهر پرسه میزدم گه که مرشدم بیاید من را رها کند جانم دگر تمام شده است در این قفس چه میکنم این وطنم است یا قفسی که هر لحظه سینه ام را خفه تر از قبل میکند ناله هایم را چه کسی میشنود؟ ناله و فغانم به گوش چه کس میرسد ؟ پر هایم را...
-
رفتنت نقطه ی پایانِ خوشی هایم بود
یکشنبه 14 مرداد 1403 13:28
رفتنت نقطه ی پایانِ خوشی هایم بود دلم از هَر کی و هرچی که بگویی سیربود چَشمِ من محوِ خیابانی که ، تو ولم کردی و رفتی قفل بود دردِ من دردِ یکی ، دو روز نیست من پَس از تو به خیابانی که تَهِش معلوم نیست چَشم میدوزمُ دیوانه تر از قبل... این چه دردیست مرا ول کن نیست سپیده امامی پور
-
زیر ابر سیاه پشت سرت ایستادم
شنبه 13 مرداد 1403 13:01
زیر ابر سیاه پشت سرت ایستادم روزهایی سختی که تو داری بسیار روشن و واضح بود همچون درخت کاج سر سبز در کنارتم با آن آسمان شفاف روشن ابرها ی سخت تیره فراری شده اند دیگر اشک خون را همرای نمی کند وای از این باغ حیاط می بینم تو از بند اسارت رها شدی آمدم یک به یک خیابان ها را جستجو کنان شاید تورا درکوچه بن بست خانه ی تنها...
-
نوکر دلش با دیدن ارباب شاد است
جمعه 12 مرداد 1403 12:40
نوکر دلش با دیدن ارباب شاد است مثل گلی که با وجود آب شاد است شب را به صبح آرزو طی می نماید با دیدگان منتظردرخواب شاداست تاریکی دنیا شده روشن تر از روز درچشم ماهش جلوهءمهتاب شاد است تنها به دریا می زند بی باک از موج باهر نفس تنها دراین گرداب شاد است گاهی شبیه قو به برکه می زند سر با دیدن نیلوفر مرداب شاد است هر در به...
-
دشمنی باد
پنجشنبه 11 مرداد 1403 12:09
دشمنی باد رانمی فهم عطرجاری ازلابلای گیسوانت را همیشه می دزدد علیرغم انتظارمن سیدحسن نبی پور
-
درازدحام جمعیت
چهارشنبه 10 مرداد 1403 12:48
درازدحام جمعیت هیاهوی مردم درکافه ی دنج تنهایی درحال صرف چایی تلخ ناگاه ناله ی کودکی تمام افکارم را بهم ریخت فریادتنهایی آه بی سرپناهی را یکی نیست این بی خانمان هارا پناه دهددراین دیار سیدحسن نبی پور
-
گرچه زیبایند موهایت به اقرار همه
سهشنبه 9 مرداد 1403 12:12
گرچه زیبایند موهایت به اقرار همه لای انگشتان تو موهای من زیباترند علی کسرائی
-
من مست تر از ساقی
دوشنبه 8 مرداد 1403 12:41
من مست تر از ساقی تاریکتر از قلبم بیدار تر از خورشید در خواب تر از هر شب پر جوش تر از هر رود ساکن ترم از هر کوه من دورترم از خویش نزدیکترم از تو بر هر چه که پنداری همراه تر از سایه آری و نَهَش آری مگذار که یاد آری هر غصه و غمگینی خود آنی و خود اینی خود سردتر از سردی آگاه شده از دردی من خود نشوم عاقل چون عقل به دل...
-
در دنیای خیال
یکشنبه 7 مرداد 1403 12:40
در دنیای خیال قائده نمیگنجد که با چند مصوت و صامت خیالم را در چهارچوبی زرین برای دکور خوانندگان، قاب کنم. آرش روحانیان
-
نـزد حاتم چــون رسیــــدن جملگی
شنبه 6 مرداد 1403 12:43
نـزد حاتم چــون رسیــــدن جملگی چاکــــران و نـوکــــران در بنـــدگی لب گشـــودن از لبـــــان معــــرفت تــو چنینی و چــنـان دریا صــــفت پرسشــی داریـم ازآن عالــی جــناب حاتــــمی بهــتر تو دیـدی در رکـاب در صـــواب آمدچنـــین حاضرجواب مـرد چــوپانی بــدیــــدم در ثــواب حاصل از امــــوال او بـودـش چنین یک دو بـّره...
-
شدم غرقِ اقیانوس چشمهای تو
جمعه 5 مرداد 1403 12:34
شدم غرقِ اقیانوس چشمهای تو شدم عاشقِ وحشیِ برقِ چشمهای تو شدم اهلیِ چشمهای وحشی تو شدم بیتابِ حضور قامت رعنای تو شدم آوارهی بیابانهای نبود تو شدم دیوانه، در حسرت ساحل امن آغوش تو در حسرت ساحل امن آغوش تو ساحل امن آغوش تو آغوش تو تو علی طاعتی مرفه
-
عیسیِ درون باش نه موسیِ برون
پنجشنبه 4 مرداد 1403 12:45
عیسیِ درون باش نه موسیِ برون بلکه از خویش رسیم ما به جنون ............... ناخدا را با خدا شایستگی ست ناخدا را بی خدایش راه نیست آرش خزاعی فریمانی، میرزا
-
مرزی هست که ما
چهارشنبه 3 مرداد 1403 12:41
مرزی هست که ما فقط شبانه دل گذشتن از آن را داریم بیداری و خواب من در خواب با تو قدم میزنم... جسمی در اینجا ، قلبی در آنجا و من در هر پلکی یک بار دیدنت را میبازم .... حجت هزاروسی
-
مااگرقلب مان خالی ازیادتوست
سهشنبه 2 مرداد 1403 12:27
مااگرقلب مان خالی ازیادتوست جای تو همیشه درقلب ماست سیدحسن نبی پور
-
مینویسم زآنچه در ذهنم برای عالم است
دوشنبه 1 مرداد 1403 12:20
مینویسم زآنچه در ذهنم برای عالم است عالم از شرمندگی، در جان، پی بخشندگیست عالمی که در پس پرده نهان شد از جهان هرچه را انسان سبب شد گفت از این زندگیست عالمی که خیر و شر را در همان تقدیر دید از قضا هر چه که میشد گفت از این زندگیست حذف انسان در جهان از روی عادت شد پدید در همان دوره خدا آمد، هدف هم بندگیست محور عالم خدا...
-
چه زیبا گونه می گریند تعصب های تلخ مردانه
یکشنبه 31 تیر 1403 12:40
چه زیبا گونه می گریند تعصب های تلخ مردانه عزادار ماتمی است یک عمر برای عشقی بیگانه دو یار همنشین من دمادم مصیبت بود تنهایی می نوازد نوایی در روحم صبر کن برای فردایی می شود جاری اشک چشمانم برای بغضی دیرینه دریغا ندارد طاقتی روحم برای عشق و غم و کینه حیف آن دردانه احساسم یتیم شد آنطور غریبانه زمستان شد آتش جانم ز آن...
-
دل گـرفتار تـنی شـد که سرش بر نی رفت
شنبه 30 تیر 1403 12:16
دل گـرفتار تـنی شـد که سرش بر نی رفت جان سزاوار غمی شد که ز مشک می رفت اشک یعنی که روان شد که شود قطره آب کـه بـخـنـدنـد لـبـان عـطـش آلـود ربـاب ای وفادارترین، دست تو را آب گرفت جان فدای تو که لبیک ز ارباب گرفت مـشک افتاد ز لـبهـاش نه از دستـانش تیرِ بر مشک زمینش زد و نه چشمانش آب از مشک زمین ریخت و بر راه افتاد...
-
خوشا درد و خوشا مرهم
جمعه 29 تیر 1403 12:19
خوشا درد و خوشا مرهم خوشا خوب و بَدَم در هم خوشا دستی که قایق شد به روی خونم عایق شد خوشا ماه و خوشا مهتاب خوشا ماهی شوم در آب خوشا شب ها خوشا مستی خوشا زخمم که تو هستی خوشا خورشید و خوردادم خدا را مِهر چو من دادم خوشا رنگ و خوشا مردم که هر آنی شوند چون گم خوشا خشنودی و شادی نگردند غصه ها عادی خوشا غمگینی من ها که...
-
سجاده ام را برای : عمره :
پنجشنبه 28 تیر 1403 12:17
سجاده ام را برای : عمره : گرو گذاشته ام، سفره دلم نیز برای تمتع، کفنی ست سرقتی محمد ترکمان
-
دل و دلدار را کشتند یا دلداده را کشتند؟
چهارشنبه 27 تیر 1403 12:44
دل و دلدار را کشتند یا دلداده را کشتند؟ قدح را سرنگون کردند وقتی باده را کشتند کجایی باغبان؟ گاهی هرس کن بوستانت را که پیچکهای پیچیده درختی ساده را کشتند کجایی ای شبان؟ این زوزه کار گوسفندان است که گرگان(گوسفندان) سیّدی افتاده را کشتند نمازت باطل است ای عابد، از سجّاده ات برخیز که بار دیگری آن کوفیان سجّاده را کشتند...
-
من ستایش کردم،
چهارشنبه 27 تیر 1403 12:42
من ستایش کردم، تا درخشیدی تو. من شدم شام سیاه، حال خورشیدی تو. سطر پر واژه شدم، تا توخوانیم باز، موسم دلگیری، من شدم شعر و سخن، تا بخوانی آواز... لیک افسوس افسوس تو به راهی رفتی بی خیال من خام همچنان منتظرم تا بخوانیم به نام زهرا اویسی
-
من یک جنوبی ام
سهشنبه 26 تیر 1403 12:37
من یک جنوبی ام نفت همیشه، برای شاعرانِ این شهر غمگین ترین استعاره بود از فرصتِ نوشتن می آیم، از نخلی که دست هایش را باد برد پدری که فریادش را می نوشت: مرا از خودم برگردانید رها کنید آزاد شوم شبیه خرمشهری درونم از تالابی شکسته حیاتِ آب ، می جویم و مردی که در آن نشخوار می کند نمی دانم کیست؟ از طایفه ی پاییز نیست؟؟ کافی...
-
تاسوعای حسینی تسلیت
دوشنبه 25 تیر 1403 12:26
-
السلام یاقمربنی هاشم
یکشنبه 24 تیر 1403 12:08
حضرت عباس ع عطر یک گل یاس در مقابل سکوت آب حرف میزند جناب آقای احساس فاضله هاشمی
-
بین عقل و عشق دیوار بلندی ساختم
شنبه 23 تیر 1403 12:20
بین عقل و عشق دیوار بلندی ساختم آمدی دیوارهایم بر سرم آوار شد ✌ #سیدشهرام_علیزاده