-
باران و چتر و شال و شنل بود و ما دو تا…
شنبه 23 اسفند 1404 12:51
باران و چتر و شال و شنل بود و ما دو تا… جوی و دو جفت چکمه و گِل بود و ما دو تا… وقتی نگاه من به تو افتاد، سرنوشت تصدیق گفتههای «هِگِل» بود و ما دو تا… روز قرارِ اوّل و میز و سکوت و چای سنگینی هوای هتل بود و ما دو تا... افتاد روی میز ورقهای سرنوشت فنجان و فال و بیبی و دِل بود و ما دو تا... کمکم زمانه داشت به هم...
-
عاشق تو شده ام
شنبه 23 اسفند 1404 12:50
پس از دیدار تو همواره شادمان بوده ام ولی دائم در نگرانی نگران اینکه شاید از من ناامید شوی نگران اینکه دوستی مان به پایان رسد نگران اینکه شاید از بودن با من شاد نباشی نگران اینکه شاید برای تو اتفاقی بیفتد عاشق تو شده ام و شاید نگرانی فراوان من به خاطر عشق من به توست "سوزان پولیس شوتز" از کتاب سرخ به رنگ عشق...
-
خدا پشت و پناهت،زود برگرد
شنبه 23 اسفند 1404 12:49
خدا پشت و پناهت زود برگرد فدای شکل ماهت زود برگرد هوا سرد است،شالت را بینداز بگیر این هم کلاهت،زود برگرد ببین این گونه نگذاری بماند دو چشمانم به راهت زود برگرد دلم را تو شکستی ای مسافر به جبران گناهت زود برگرد برایت نیست جایی مثل خانه بسوی زاد گاهت زود برگرد بیا از زیر قرآنم گذر کن خدا پشت و پناهت،زود برگرد "نجمه...
-
فریاد کن بگو که دل از دست داده ای
شنبه 23 اسفند 1404 12:48
فریاد کن بگو که دل از دست داده ای در عاشقی نشانِ رضایت سکوت نیست ! "محمد عبدالحسینی"
-
حالِ تنهاییِ من غمزده و طوفانی ست
شنبه 23 اسفند 1404 12:47
حالِ تنهاییِ من غمزده و طوفانی ست به دلم فاخته ای گرم مصیبت خوانی ست در سرم طایفه ای طبل عزا می کوبند مجلس سینه زنی در حَرمی پنهانی ست مِهر پاییز کجا بود در این شهر شلوغ چارفصلِ دل من در خطر ویرانی ست مرغ آمین که به آهی لب دیوار نشست ناله سر داد که تقدیر تو بی سامانی ست هرکه دستی به دلم زد سر ِبی مهری داشت پای هر دل...
-
چقدر پاییز شبیه دلتنگی ست
جمعه 22 اسفند 1404 12:48
چقدر صدای آمدن پاییز شبیه صدای قدم های تو بود ملتهب ، مرموز ، دوست داشتنی چقدر هوای پاییز شبیه دست های توست نه گرم ، نه سرد ، همیشه بلاتکلیف چقدر صدای خش خش برگ ها شبیه صدای قلب من است که خواست ، افتاد ، شکست چقدر این پیاده روها پر از آرزوهای من است نارنجیِ یکدست ، پُر از آدم های دست در دست ، مست چقدر پاییز شبیه...
-
دوست اش می دارم
جمعه 22 اسفند 1404 12:47
دوست اش می دارم چرا که می شناسم اش ، به دوستی و یگانگی . ــ شهر همه بیگانگی و عداوت است . ــ هنگامی که دستان ِ مهربان اش را به دست می گیرم تنهایی ِ غم انگیزش را در می یابم ….. احمد شاملو
-
دوست میدارم خیانتهایت را
جمعه 22 اسفند 1404 12:46
دوست میدارم خیانتهایت را که به من روا میداری زیرا تایید میکند که زندهای و از دروغ و نقاب پوشیدن ناتوان مرا نقابها به درد میآورد بیش از به درد آوردن خیانت غاده السمان مترجم : عبدالحسین فرزاد
-
کسی نیست
جمعه 22 اسفند 1404 12:45
کسی نیست بیا زندگی را بدزدیم و آنگاه میان دو دیدار قسمت کنیم سهراب سپهری
-
عشق عجیبتر از آن است که
جمعه 22 اسفند 1404 12:43
عشق عجیبتر از آن است که در یک زن خلاصه شود و زن غریبتر از آن که در یک عشق شناخته شود افشین یداللهی
-
وفادار
پنجشنبه 21 اسفند 1404 12:45
خودم را در آغوش گرفته ام نه چندان با لطافت نه چندان با محبت اما وفادار وفادار ساموئل بکت
-
آدمى ست دیگر
پنجشنبه 21 اسفند 1404 12:45
آدمى ست دیگر همیشه دلخوش چیزهایى مى شود که هر چه بیشتر نزدیکش مى شود بیشتر از دستش مى دهد امیر وجود
-
دوست دارم مدام تو را به خاطر بیاورم
پنجشنبه 21 اسفند 1404 12:44
چه شکوهمندانه مرا از هم می پاشی دوست دارم مدام تو را به خاطر بیاورم ناظم حکمت ترجمه : الهه فیاضی
-
تو باد و شکوفه و میوه ای
پنجشنبه 21 اسفند 1404 12:44
تو باد و شکوفه و میوه ای ای همه ی فصولِ من ای آسمان و درخت باغ من گل و زنبور و کندوی من با زمزمه ی تو اکنون رخت به گستره ی خوابی خواهم کشید که تنها رویای آن تویی احمد شاملو
-
تو عاشقانه ترین نام
پنجشنبه 21 اسفند 1404 12:43
تو عاشقانه ترین نام و جاودانه ترین یادی تو از تبار بهاری تو باز می گردی تو آن یگانه ترین رازی ای یگانه ترین تو جاودانه ترینی برای آنکه نمی داند برای آنکه نمی خواهد برای آنکه نمی داند و نمی خواهد تو بی نشانه ترین باش ای یگانه ترین محمود مشرف آزادتهرانی
-
توی پیاده روها
چهارشنبه 20 اسفند 1404 12:35
توی پیاده روها دارم برای خودم راست راست راه میروم و هیچکس سیاه نمیپوشد برای وقتهایی که کشتهام شاید برای شما جنگ تمام شده باشد اما هر شب یکی توی من جبهه میگیرد شاید برای شما جنگ تمام شده باشد اما این روزها خیلیها دچار حملهی قلبی میشوند "محمد کاظم حسینی " از مجموعه ی "هیچ دروغی به قشنگی تو...
-
گفتم که با تو غرق در جنجال خواهم شد
چهارشنبه 20 اسفند 1404 12:33
گفتم که با تو غرق در جنجال خواهم شد از خنده های ساده ات خوشحال خواهم شد سال گذشته بدترین سال حیاتم بود امسال حتما مرد خوش اقبال خواهم شد "امید صباغ نو" از کتاب خود زنی
-
هیچ عاشقى بیچاره تر از عاشقى نیست
چهارشنبه 20 اسفند 1404 12:31
هیچ عاشقى بیچاره تر از عاشقى نیست که هم گول مى خورد هم عشق مى دهد هم تنهاست ... "امیروجود"
-
بی منطق
چهارشنبه 20 اسفند 1404 12:30
من شاعری به آزادی پرستو هستم بی منطق و مخالف ارسطو هستم قلب من دهلیز جریان عشق است من فلسفه پرداز کمان ابرو هستم سجاد فرهمند ...
-
از کتاب پنجره های بی پرنده
چهارشنبه 20 اسفند 1404 12:29
بهتر همان که با عطشت تاب آوری وقتی که در پیاله به غیر از شرنگ نیست ما را شهید عشق صدا کن! که بعد ازین نامم به یمن پاکی این بوسه، ننگ نیست "علیرضا بدیع" از کتاب پنجره های بی پرنده
-
اگر قرار است بیایى بیا
سهشنبه 19 اسفند 1404 12:41
اگر قرار است بیایى بیا دل دل نکن فقط طورى بیا که هنوز هیچ کس چنین آمدنى را به خود ندیده باشد و دوستم داشته باش چنانکه هنوز هیچ کس چنین دوست داشتنى را به خواب هم ندیده باشد. "امیر وجود"
-
بگو دوستت دارم
سهشنبه 19 اسفند 1404 12:41
بگو دوستت دارم و بگذار این واژه تا زیر خاک هم با ما بیاید! با ما دوباره متولد شود! این بار درختی شویم که شاخه هایش انگشتان من باشند برگ هایش موهای تو بگو دوستت دارم تا فردا همه باور کنند آواز دو پرنده که در قلب درختی لانه کرده اند چیزی جز "دوستت دارم" نیست! " محسن حسینخانی "
-
گاهی خواب تو را می بینم
سهشنبه 19 اسفند 1404 12:39
گاهی خواب تو را می بینم بی صدا بی تصویر مثلِ ماهی در آبهای تاریک که لب می زند و معلوم نیست این حبابها کلمهاند یا بوسه هایی از سر دل تنگی ... " توماس ترانسترومر "
-
هر چیز را هم که تقصیر من بیندازی
سهشنبه 19 اسفند 1404 12:37
هر چیز را هم که تقصیر من بیندازی عاشق شدن من تقصیر توست "عباس معروفی"
-
نرفت تا تو برفتی خیالت از نظرم
سهشنبه 19 اسفند 1404 12:36
نرفت تا تو برفتی خیالت از نظرم برفت در همه عالم به بی دلی خبرم نه بخت و دولت آنم که با تو بنشینم نه صبر و طاقت آنم که از تو درگذرم من از تو روی نخواهم به دیگری آورد که زشت باشد هر روز قبله دگرم بلای عشق تو بر من چنان اثر کردست که پند عالم و عابد نمیکند اثرم به جان دوست که چون دوست در برم باشد هزار دشمن اگر بر سرند غم...
-
جنگلی سبزم ولی کم کم کویرم می کنی
دوشنبه 18 اسفند 1404 12:49
جنگلی سبزم ولی کم کم کویرم می کنی من میانسالم ؛ تو داری زود پیرم می کنی نیمه جانم کرده ای در بازی جنگ و گریز آخر از این نیمه جانم نیز سیرم می کنی این مطیع محض دست از پا خطا کی کرده است؟ پس چرا بی هیچ جرمی دستگیرم می کنی؟ سالها سرحلقه ی بزم رفیقان بوده ام رفته رفته داری اما گوشه گیرم می کنی! تا به حال از من کسی شعر بدی...
-
دلتنگم شو
دوشنبه 18 اسفند 1404 12:47
دلتنگم شو به دیدنم بیا معلوم نیست این روزهای عاشقی تا کجا به تقویم وفادارند... روشنک آرامش
-
نه که دلتنگت شده باشم ها !
دوشنبه 18 اسفند 1404 12:46
نه که دلتنگت شده باشم ها ! نه .. فقط میخواهم بگویم به پاهایت آمـدن می آید همین ... مریم قهرمانلو
-
بر چهره یِ خود حالِ تو را می گیرد
دوشنبه 18 اسفند 1404 12:45
بر چهره یِ خود حالِ تو را می گیرد تاثیری از احوالِ تو را می گیرد . کولی شده، هر گوشه کناری این دل با نیت خود فال تو را می گیرد جواد مزنگی
-
دوستت خواهم داشت
دوشنبه 18 اسفند 1404 12:45
دوستت خواهم داشت باشد که بودن در آسمانِ این خانه را از ستاره بیاموزی که من در شب خودم را یافته ام تو را و حضورِ نوری که خفتگان را به عشق بیدار میکند دوستت خواهم داشت باشد که هر پنجره خاطره ای باشد برای انتظار در باران و بارانِ در انتظار که این کوچه پر از عطرِ دیدارهای دوباره است نیکى فیروزکوهى