-
شعرت پرنده شد
سهشنبه 16 بهمن 1403 12:43
شعرت پرنده شد تو اسیر قفس می بینی سلیمان ؟! قالیچه ی پرنده هم به کار نمی آید فاطمه محسن زاده
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
سهشنبه 16 بهمن 1403 12:42
-
پری لب فروبست
سهشنبه 16 بهمن 1403 12:41
پری لب فروبست پایان معامله با شیطان دریا فروش کلام بود در ازای عشقی محال اینک ! زنان زیبای لال از نسل آن پری اند از افسانه های دور تا حال - این حال ملموس - تکرار می شوند تکرار! فاطمه محسن زاده
-
کاش دریا بودم و پایِ دل اَم، آزاد بود
سهشنبه 16 بهمن 1403 12:40
کاش دریا بودم و پایِ دل اَم، آزاد بود همنشین اَم ابرِ تشنه، دلنواز اَم باد بود در درون اَم گوهرِ زیبا تولّد می گرفت در برون پشتم پراز مرغانِ آوا شاد بود موجِ بیتابِ تن اَم گهواره ی کشتیِّ نوح شهرتم همواره مرزِ مردن و میلاد بود ساحل اَم، آرامشِ دریا دلانِ عدل و داد غرّش اَم، کوبنده ی کهنگی و بیداد بود ناخدایِ بی خدا در...
-
شاخه از زخم تن، درخت ....گریان شده بود
دوشنبه 15 بهمن 1403 12:21
شاخه از زخم تن، درخت ....گریان شده بود همچو پروانه که بر شمع پریشان شده بود هر دری را به تمنای .....کسی ....می زد و او از همین آتش سوزنده گریزان شده بود ای نفس....ای همه ی بودن من، بیداری دخترم...جان دلم...زمن ...گریزان شده بود درد سختی است که در غصه بلغزانی دل اشک از،دیدن این درد.....هراسان شده بود مدتی گوش به اهنگ...
-
بیدوست چهشبها کهغریبانه نبودست
دوشنبه 15 بهمن 1403 12:21
بیدوست چهشبها کهغریبانه نبودست جز یادِ عزیزِ تو در این خانه نبودست... در هجر چنانیم که یعقوب نبودست در سوز چنانیم که پروانه نبودست... بر دار ، در این وادیِ منحوسِ دلآزار منصور چو ما واله و دیوانه نبودست... دور از نظرِ بی بدلِ حضرتِ ساقی آن گونه خرابیم که ویرانه نبودست... با مرگ نشستیم در ایّامِ فراقش ما را گذری...
-
هوای دلم طوفانی ست
دوشنبه 15 بهمن 1403 12:20
هوای دلم طوفانی ست چه بی خیال درآن نشسته ای سید حسن نبی پور
-
فروغ دیدهام شادانه امشب
دوشنبه 15 بهمن 1403 12:20
فروغ دیدهام شادانه امشب به دل نور امید تابان امشب شتابی خواهران یارم میآید دو لب از دیدنش خندانه امشب چون شوی غافل ز مکر و حیلههای روزگار لنگه کفش کهنه هم روزی تو را آید به کار میشود دنیای خوبت زیر و رو در لحظهای همچو گل در چشم تو زیبا شود یک بوته خار به پشت پنجره چشم انتظارم نمیدانم چرا دلشوره دارم از آن روزی...
-
بانو هوای شاعرت ابریست این روزها آغوش می خواهد
دوشنبه 15 بهمن 1403 12:19
بانو هوای شاعرت ابریست این روزها آغوش می خواهد مردی که از باغات لاهیجان حسّی شبیه یوش میخواهد افسانه از چشمان تو جاری ربُّ النوع خاموش من برخیز دنیاشبیه معبد چشمت آمیزه ای از شوش میخواهد باید بمانم در نگاه تو باید پرستش کرد آنهارا این بیستون گوشه گیر اینک شیرین بازیگوش میخواهد می آیی از آن سوی دریا ها قلبم شبیه بچه...
-
دردا که دل از روی تو کندیم و شکستیم
یکشنبه 14 بهمن 1403 12:42
دردا که دل از روی تو کندیم و شکستیم چون مرغ ز بام تو پریدیم و شکستیم آنجا که رقیبان همه در عیش تو هستند ما غیر غم یار ندیدیم و شکستیم گویند تو را با همه کس راز و نیاز است ما از تو کلامی نشنیدیم و شکستیم گر در ره تو عیش برای دگران است اندوه که در راه تو مردیم و شکستیم چون در بر تو یار دگر خفته و خواب است آزرده ز کوی تو...
-
ترک برداشت احساسات آدم
یکشنبه 14 بهمن 1403 12:42
ترک برداشت احساسات آدم دراین دنیای پراز خشم وبی رحم نوشت از ابتدا تقدیر این را که باشد سهم آدم غصه و غم منوچهربرون
-
گلی زیبا شبیه ارغوان چیدم ز چشمانت
یکشنبه 14 بهمن 1403 12:41
گلی زیبا شبیه ارغوان چیدم ز چشمانت چه احساس قشنگ ومهربان چیدم زچشمانت سراسر آسمان ابری و من مشتاق دیدارت پس ازباران عجب رنگین کمان چیدم زچشمانت کویری خسته از گرمای سوزانم ولی اینک در آغوش نگاهت سایبان چیدم ز چشمانت هزاران قصه خواندم درنگاهت،غصه ها خوردم هزار و یکشبم را داستان چیدم ز چشمانت اگرلب بسته خاموشی ومن درحسرت...
-
السلام علیک یااباعبدالله
یکشنبه 14 بهمن 1403 12:41
-
تنها بشر از دار جهان دلگیر است
یکشنبه 14 بهمن 1403 12:40
تنها بشر از دار جهان دلگیر است با زخم نهان و کهنه اش درگیر است جانی به رهایی اش ندارد گویی چون خط مدار کهکشان زنجیر است گاهی نم اشکی زند از چشمانش رنگینِ غمش شکسته در تصویر است حتی غزل دفاتر اشعارش پر شد ، به غمی که بنده بی تقصیر است . . . نازنین راضی
-
ای دل بی کس بدیدی روز خوش پایان شد ؟
شنبه 13 بهمن 1403 12:32
ای دل بی کس بدیدی روز خوش پایان شد ؟ سهم من از کل دنیا روزِ غم ، هجران شد ؟ . ای دل محزون چه کردی که کنون هستی خموش مهرِ مهرش خاموشی گشت و بسی حرمان شد . جادوان چشمان او از ره به در کردت ولی در ره بی ره شدن قحطت رخ جانان شد . تیر مژگانش چنان زخم عمیقی بر تو کرد رنگ رخسارت پرید و فاقد ایمان شد . آری از رهروی عشق کس...
-
برخیز که فجر انقلاب است امروز
شنبه 13 بهمن 1403 12:32
برخیز که فجر انقلاب است امروز بشکفته گلِ امید و ناب است امروز از خون شهیدان وطن لاله دمیده هر دم بر خاک وطن، شور و شتاب است امروز آن ظلمت شب گذشت و آمد خورشید تابنده چو نور آفتاب است امروز بگذشت ستم، رفت جهالت، به عقل هنگامه ی فتح و فتح الباب است امروز مردان و زنان یک صدا گشتند به پا روز همدلی و اتحاد است امروز از بهر...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
شنبه 13 بهمن 1403 12:31
-
سایه اش چون ابر گریان بر سرم بارید و رفت
شنبه 13 بهمن 1403 12:30
سایه اش چون ابر گریان بر سرم بارید و رفت گریه های بی امانم را شنید و دید و رفت سینه مالامال درد است و سخنهای مگو رنج های کهنه را در گنجه ی دل چید و رفت آه از درد فراق و این تپش های غریب گونه های خیس من را مهربان بوسید و رفت دشت دل چون سبزه زاری از نوازش های اوست جنگل احساس من با رفتنش خشکید و رفت شانه های آن ابر مرد...
-
حالا حالاترین دقیقه
شنبه 13 بهمن 1403 12:29
حالا حالاترین دقیقه ای هر دقیقه دایره تر بر شیب ِتندِواژه وُ در ارتفاع ِگود کلام گاهی گُلی گیاه ِگذشته گاهی گلابی، از گُل حال عطرت سلام دایره ات دور تا خداحافظ علی مومنی
-
درود من به گلهای شقایق
جمعه 12 بهمن 1403 12:25
درود من به گلهای شقایق به نبض لحظهها دور دقایق به خاتون چهل گیسوی عاشق که باشد راوی رمز حقایق فروغ قاسمی
-
ای دل ز چه رو دوباره تو خام شدی
جمعه 12 بهمن 1403 12:25
ای دل ز چه رو دوباره تو خام شدی دیدی رخش و شراب در جام شدی گفتی که روم به کوچهاش پاورچین رندان همه دیدند تو را و بدنام شدی فروغ قاسمی
-
روزگاران میرود از تو چه میماند به جا
جمعه 12 بهمن 1403 12:24
روزگاران میرود از تو چه میماند به جا جز وفاداری به جز مهر و صفا کینه توزی حیله و حق و حسد از تو میسازد یکی آدم نما فروغ قاسمی
-
چشم سر باید تو را دیدن مرا
جمعه 12 بهمن 1403 12:23
چشم سر باید تو را دیدن مرا چشم سر باید مرا دیدن ترا من زمینی آدمم تو فصل نور در شبم ای حور فردایم درآ فروغ قاسمی
-
من حضور نور در رنگم
جمعه 12 بهمن 1403 12:23
من حضور نور در رنگم من نفسهای گل سنگم نیست بودن نیست در مرام من با عدم هر لحظه در جنگم فروغ قاسمی
-
محمد مصطفی شد چون خدا خواست
پنجشنبه 11 بهمن 1403 12:39
محمد مصطفی شد چون خدا خواست حبیـبِ کبــریــا شد چون خدا خواست مـــدار و محـــورِ خلقــت همــو شد دلیـل و رهنمـا شد چون خدا خواست سلیمان ابوالقاسمی
-
سکوت کردهام تا باز بگویی
پنجشنبه 11 بهمن 1403 12:38
سکوت کردهام تا باز بگویی هوای امروز چقدر سرد است و من با بخار حرفهایم برفهای خیال سادهات را آب کنم از قدیم همین بوده ندارها برای دلخوشی داراها قصه گفتند وقتی هر از گاهی مخفیانه به شوق دیدن تو به بالای شهر سرک میکشم دلگیر میشوم از فقر تقصیر تو نیست و دیگران خانه ما را بد ساختهاند از پایین تا بالای شهر فاصلهها...
-
زمان نگفتی برایم هیچ بار
پنجشنبه 11 بهمن 1403 12:37
زمان نگفتی برایم هیچ بار ولی نشانم که دادی هر بار اعمال صدا می زنند فریادتر عمل ها به غوغا زدند رساتر بدیدم که من چها در رفتار سخنان بودند تمامی کردار می زدند زهر چو نیش مار تا دردمند شوی مانند بیمار ای داد از آدمیان روزگار ندانیم کدامین دارند اعتبار پوران گشولی
-
دلم به شبهای ستاره ای روشن
پنجشنبه 11 بهمن 1403 12:37
دلم به شبهای ستاره ای روشن که شاید رسم عاشقی در میان خیل غزلهای رویاهایمان چون ترانه ای ست از گل یاس که نوید بهاری دل انگیز را داده همراه با شکوفه های رنگارنگی از طراوت عشق اینک شور اشک عشق بعد از خماری دلدادگی ها معنایش بسان کوزه ای است مملو از آب حیات که در عروجی رو بسوی خورشید نیلگون در اوج زیبایی و سرخ گونگی حیات...
-
تحریر کتاب دل به جز غصه نبود
پنجشنبه 11 بهمن 1403 12:36
تحریر کتاب دل به جز غصه نبود بر سیاهه هر ور قش غیر اندیشه نبود سوگند به قلم و به پاس آنچه نگاشت جز کوه غم و سرشک بر رشته نبود عبدالمجید پرهیز کار
-
برگرد به تنهایی
چهارشنبه 10 بهمن 1403 12:17
برگرد به تنهایی اینجا زمین گیره ........................... ........................... برگشتم از تو به خودم آن روز، گفتی: رفیقی دوستت دارم. امیر نقدی لنگرودی