آهای اهالیِ دل
در کوی مهر
حوصله کم دارد
آرامِ کمال
سال ها در وادیِ وصل
سرِ سودا کرده احلام
در رهِ اهورا
آماده ی وصالم
گاه گاهی که حالِ رَدّی ام
آورده مرا
مصلح و عادل
می روم سویِ رحمی
که آمده سویِ احوالم
داورِ آه و درد
س شاپرک
زینب ساعدی
ای آنکه مثل جام عسل دوست دارمت
وقتش رسیده تا به غزل هابیارمت
ازبسکه زیب دفتر اشعارمن شدی
برصفحهءزمرد دل می نگارمت
ای چلچراغ روشن شب های بی کسی
بر دیدگان تار زمین می گذارمت
گاهی شبیه ابری وگاهی شبیه باد
باید به شکل بارش،باران ببارمت
تاخیس ازاین شمایل زیباشودجهان
بعدا به دست آبی دریا سپارمت
قدرت الله شیرجزی
من که تنهایی خود را دوست داشت
من که بی دنیا دلش آرام بود
آمدی من را شبیه مرگ کردی بی وفا
من کجا بازیچه ی خوب و بد ایام بود؟
من پر از تنهایی و غم شد ولی این فرق داشت
من دگر عادت به بوی عطر مستت کرده بود
من به جای حلقه های سیم و زر یک حلقه از
عشق خالص را نگین و یار دستت کرده بود
من مگر دنیا به چشمش بود؟دنیا دوست بود؟
آن که دیدی سالها چشم انتظار مرگ بود
مرگ را دزدیدی و زندان شدم در زندگی
من زمستان بود،من پاییزکی بی برگ بود
من مرا هرشب ملامت میکند،میکوبدَم
این مصیبت را من از دل دارد و از دلبری
من فراری از زمین بود و تو امیدش شدی
حال من ماند و جهانی سوخته،خاکستری
خوابِ من را بردی از چشمش،خرابش کرده ای
هر شب و هرروز کارش گریه در این ماتم است
قبل تو من غصه هایی کوچک و ناچیز داشت
بعدِ تو من چهره ای سر تا به پا درد و غم است
من مرا یک شب از این بازی جدا خواهد نمود
ردی از آهن به دستم میگذراد نانجیب
من مرا دیگر نه میبیند نه حتی میشناس...
با که باید گفت این حال عجیب؟
سامان سبزواری
ای عشق چه می خواهی؟
زین مست خراباتی؟
دل را همه دادیم رفت
ما بیدل وشیداییم
ای عشق چه می خواهی؟
زین رند خراباتی
ویران شده ی عشقیم
در کنج خراباتی
ای عشق چه می خواهی؟
زین گوشه نشین عشق
ما را چه بود شادی
زین حال پریشانی
ای عشق چه می خواهی؟
ما هستی خود را
به مستی تو دادیم
ای وای بر این مستی
هستی همه دادیم رفت
ای عشق چه می خواهی؟
از این دل دیوانه
دل را به کسی دادیم
ای کاش وفایی داشت
در عشق وغزلخوانی
ای عشق چه می خواهی؟
از این دل بیمارم
دیوانه و مجنون شد
زین بی سر و سامانی
ای عشق چه می خواهی؟
دل را همه مستی بود
مستی همه هستی بود
ما عشق و دل و هستی
در مستی خود دادیم
ای عشق چه می خواهی؟
نه مست و غزلخوانیم
نه رند وخراباتی
نه گوشه نشین عشق
دیوانه ی تو گشتیم
فریاد زنیم هر دم
ای عشق چه می خواهی؟
ای عشق چه می خواهی؟
شیدا جوادیان