هرگاه از کوچه تنهایی من گذر می کنید
آهسته قدم بردارید
تا مبادا که آوار خانه ام را لگد کرده باشید
می خواهم با تک تک آجرهایش خانه ای از نو بسازم
یوسف پوررضا
درشام غریبان چه می خواهی
هزار مرادمحال می خواهی
تونیزبگو اجابت به این دعاچه کند
سید حسن نبی پور
گُل بِگُفت اِی فَرتوت و پیرِ باغِبان
اَز چه رو با مَن تو کَردی این چُنان
بَرگ هایَم کو؟ کُجا بُردی زِ مَن
شَرحه کَردی ساقِه و این جِسم و تَن
شاخه هایَم چیده ای با تیغ خُود
دُشمَنَم غیر اَز تو اِی ظالِم که بُد؟
باغِبان خَندید و گُفتا نازَنین
گَشته ای هَمچُون تو دیبا گُلجَبین
چَشم بُگشا و کَمی اَندیشه کُن
کَشفِ رَمزِ پیر را اَز ریشه کُن
گَر که زیبا می رِسی اَز مَنظَرِ هَر آدَمی
شاخه و بَرگِ اِضافی داده ای
قِصِّه ی بُستانی و گُل آشِناست
شِکوِه ی مَعشوقه اَز اَندَرزهاست
گَر که یِک شِیدا دَهَد پَندی تو را
کی بخواهَد کَم شَوَد بَرگی تو را
او تَمَّنایَش هَمه اِکمالِ توست
وَرنه یِک جان دارد و آن مالِ توست
غلامرضا خجسته
بهــــر نانش آری از جانش گذشت
جـان خـود را بر سر نانش گذاشت
بهــر نـانِ بچّــــــه و خانواده اش؛
آری هم از جان و از دنیاش گذشت
...
سلیمان بوکانی حیق
یکی مثل تو رفت و شد کیمیا
یکی مثل من ماند و شد بی صدا
یکی مثل کفشی که به پات شد
یکی مثل من از کیش تو مات شد
خیالم تویی که شدی واژهها
که جوشیدی از پشت آن پرده ها
بدون تو هر کاری غلط کردنه
بدون تو به هر جا غلط رفتنه
نباید تو سیبی بگیری به نوش
که باید هبوطی بگیری به دوش
تو خوردی و اکنون منم در هبوط
تو خوردی و حالا منم در سکوت
محمد خوش بین