کوچه پشتی

کمی حال خوب

کوچه پشتی

کمی حال خوب

هر آنچه بجز عشق که در جاده ی دنیاست

هر آنچه بجز عشق که در جاده ی دنیاست
تصویرِ سرابیست که از فاصله پیداست

بی عشق اگر جایِ تو در باغِ بهشت است
معنای جهنّم به نگاهم فقط آنجاست

بینِ همِگان باشم اگر بی تو، غریبم
ای وای بر آن کس که میانِ همه تنهاست

پروانه چه کرده غمِ تو با جگرِ شمع
با اشکِ روانش همه در حالِ تمنّاست

دلخوش، به چه باشد اگر آن ماهیِ کوچک
در تُنگ و دلش در هوسِ دیدنِ دریاست

من غرق به عشقِ توام و تو به خیالت
این قلبِ ترک خورده فقط بهرِ تماشاست

علی پیرانی شال

از همه رو شده‌ام اخم به ابرو شده‌ام

از همه رو شده‌ام اخم به ابرو شده‌ام
با همه مانده‌ام و جان به فراسو شده‌ام

هی مرا ناز کنی دل خوش اندام توام
هی به جان ساز کنی من چه که در دام توام

راز مانده به دل و محرم اسرارم نیست
هور گشته چه دل و نمره‌ی ابرارم بیست


شرم گشته چه زیاد و به حیا رانده شدم
نرم گشته دل و هم سوی خدا خوانده شدم

نور شد دور و برم هر طرفم پر نور است
حور شد دور و برم چون که به‌دورم حور است

حال با لطف و صفا هر قدمم بردارم
چون هما گشته به دل عاشقی هر دم زارم

ساز گشته دل عرشی و به شعر می‌نالد
دل خوش است تا ابد و بر گل خود می‌بالد

سید عرشی

تو ای جانان بی‌همتا،

تو ای جانان بی‌همتا،
تو ای پیدای ،نا پیدا.
تو ای مهر آفرین ،ای عشق
تویی آرام جان ، هر جا

منم آن معتکف ،ای جان
سرای تو ،شوم ،مهمان؟

تو ای، هر ذرّه، جان داده
ره و مقصد ، نشان داده.
تو ای محرم به هر اسرار ،
تو ای زیباترین تکرار .

منم آن معتکف ،ای جان
سرای تو ،شوم ،مهمان؟

تو ای ،هر ذرّه ،جان داده
ره و مقصد ، نشان داده.
تو ای ،محرم به هر اسرار ،
تو ای ،زیباترین تکرار .

منم آن معتکف ،ای جان
سرای تو ،شوم ،مهمان؟

تو نوری، در ره تاریک،
تو هم دوری،و هم نزدیک.
تو ذکرت ،می شود ،درمان ،
تو آن عشقی ،تویی ،جانان

منم آن معتکف ،ای جان
سرای تو ،شوم ،مهمان؟

تو نوری در ره تاریک،
تو هم دوری،و هم نزدیک.
تو ذکرت ،میشود ،درمان ،
تو آن عشقی ،تویی ،جانان

منم آن معتکف ،ای جان
سرای تو ،شوم ،مهمان؟


محمد ابراهیم امینی سرابی

چکاوک که شکست

چکاوک که شکست
سالهاست
یک پنجه اش
در میان کوچه ای افتاده است
در میان چشم های گربه ای
او مرده است
گندمی ترد و لذیذ
در میان پنجه اش اما اسی
ر
راه لانه طولانی ...
جوجه هایش
عاشق دانه گندم می شوند
جیک و جیکی می‌کنند
پنجه می غلطد میان باد و خاک
سفت و محکم
عاشق این دانه است

بهمن جهان تیغ

چه راحت دل شکستید

چه راحت
دل شکستید
ندیدم
سرعتی فراتر
ازتغییرآدمها


سید حسن نبی پور