روی درخت سیبم گنجشک لا نه دارد
بر روی شاخسارش، عشق آشیانه دارد
گنجشک. کوچک من همدم شده برایم
آواز دلبرانه شعر وترانه دارد
در نور روشن مًه، چشمک. زند برایم
بر روی تخم هایش پنهان نشانه دارد
از لا به لای شاخه نور لطیفی آمد
بس بی دلیل قلبم هرشب بهانه دارد
حوری به سویم امد قصری نشان من داد
آنسوی بی کرانها قلب آشیانه دارد
من در کنار حوری هرشب فرشته هستم
قصری میان باغی دل مخفیانه دارد
رفتم به آسمان و در باغ آرزوها
دیدم به دست حوری سبزه جوانه دارد
رفتم به کهکشان و پروین کنارم آمد
هر سوی اسمانها نوری روانه دارد
دیدم فرشته ای را در عالمی چه زیبا
گنجشک کوچکم را بر روی شانه دارد
لیلا رضاییان
کدام خیابان را در جست و جو بودی ؟
در کدام کوچه برای دیدنم قدم گذاشتی ؟
همیشه می گفتی روزی که آمدم برایت خواهم گفت...
ولی چه قدر برای آمدنت وقت گذاشتی؟
به گمانم در کوچه پس کوچه های شعر و خیال
برایم تنها بابونه های وحشی عشق را گذاشتی
شعر شدم در دیوان غزل هایت ، همین و بس
بگو آن همه دلتنگی هایت را کجا گذاشتی؟
پر می زند حسابی در آسمان ابری خیالم
برای شبهای مهتابی که در دلم جا گذاشتی...
بهنوش میرزایی
هر بار
بر بیستون
با یک تیشه
می کند
ناله
گویی
تن بیستون
بر فرهاد
خفته باشد
سیاوش دریابار
هر که میآید زِ کوچه گویم این جا پای توست
هر صدا آید به گوشم گویم این آوای توست
در کنار پنجره با انتظاری سرد و سخت
هر نگاهی را ببینم گویم این چشمانِ توست
رویا تقیلو
هزاران درد پنهانم مرا با عشق پیدا کن
طبیب حالِ زارم باش و زخمم را مداوا کن
عطش را بردی از یادم بنوشم از لبت ای یار
بیا و عیش امشب را تو با نوشت گوارا کن
میان خواب و بیداری پی یک واژه میگردم
تو با یک "دوستت دارم" شبم را غرق رویا کن
تویی مجنون بی همتا منم لیلای صحراگرد
در این صحرای دلتنگی نظر بر حال لیلا کن
سکندر می شوم باتو بیا ای جام مشهورم
تو با زیباییِ چشمت مرا چون ملک دارا کن
سکانسی تلخ و مایوسم پسِ این پرده ی خوشرنگ
مرا از پشت این پرده تو با خنده تماشا کن
تو رفتی و دلم یخ کرد شبیه کوره ی خاموش
بیا با شعله ای از عشق، دلم را غرق گرما کن
بهنازخدابنده لو