کوچه پشتی

کمی حال خوب

کوچه پشتی

کمی حال خوب

دور تو میگردم و می‌رقصم

دور تو میگردم و می‌رقصم و سرمستم از این حس و حال

من بگردم دور آن دردانه دلبر ، این نمی‌باید محال


مسعود یگانه

در پَسِ حصارِ

در پَسِ حصارِ
این کوه های
زندان گونه،
دلم
پرواز می‌خواهد
به دیاری
که روح نواز است
حصار کوه های
استوارش

چون بلبلی عاشق
بر شاخه های
درختان سایه سارِ
بلوطش
غزل دلنواز آزادی
بنوازم،

باهرنگاهش
زندگی جاریست،
هم چون خروشِ سیمره
با طنین دلنوازش
که میراث دارِ
مویه
هزاره ایست
که از سینه مردمانش
به یادگار مانده،
و
قاصدک های که
در دامان
دشتِ خرمش
هدیه بخشند
سبزه ی
عشق و امید را ،

آه........
ای زاگرس من
عمقِ سنگ نگاره های
میرملاس
نیش خند
زند بر زخمهای
جا مانده
بر تنهاییم،

و شاید
شیرز
با دیواره های شیار دار
پر رمز و رازش
با آن دالان های تو در تو،
و غارهای چند هزارساله اش
بی خبر است
از سرخی سیلی
درد فراغی
که بر گونه هایم
با سوز می درخشد،

کوله پشتی تنهاییم
سنگین تر است
از صخره‌های رمز آلودِ
هومیان،

شوقِ وصالِ تو
تسکین دهد
پاهای
تاول زده را ،
پس بخوان نام مرا
که من
با تو زنده ام....
..

رامین آزادبخت

از فصل خزانم

از فصل خزانم
عابری
با رد پای پاییز،
خودم را به تو می رسانم
امید آن که
باشی پشت پنجره
در انتظارم ؛
،،،
نمی خواهم هیچ‌
ازتو؛
تنها ،به یک خنده
امیدوارم
من هم می خندم
و یک رد پا
جا می گذارم
آن را به نگاه مهربانت
می سپارم ،
می رسد به پایان
دفتر عمرم ،
،،،
آخرشبی
به یاد آن روز شیرین
یک قاب عکس از خود
با ربانی مشکی‌
در طاقچه غبارآلود خانه
برجای می گذارم
ودر کوچه باغ خاطره
جان می سپارم


رحیمه خونیقی اقدم

تو درختی، من آب

تو درختی، من آب
من کنار تو، آواز بهاران را
می‌خندم و می‌خوانم
می‌گریم و می‌خوانم.


منوچهر_آتشی

همیشه، گوشهٔ گرمی، به نامِ "دل" با توست

همیشه، گوشهٔ گرمی، به نامِ "دل" با توست
که صادقانه‌تر از هر که، با تو پیوسته‌ست...

فریدون_مشیری