کوچه پشتی

کمی حال خوب

کوچه پشتی

کمی حال خوب

تمام باغچه را غرق ارغوان کردم

تمام باغچه را غرق ارغوان کردم
بیا کنار من امشب انار دان کردم

چقدر دور شدی مثل سرمه از چشمم
چه در نبود تو با چشم بی زبان کردم

گواهم آن شب یلدا که تا سپیده صبح
برای آمدنت روبه آسمان کردم

نمیشود که نباشی،نمیتوانم من
بدون تو نتوانستم امتحان کردم

بیا نمانده توانی بدون تو شاید
در این سیاهی اندوه ترک جان کردم

زهرا مرادی امام قیسی

بس که من پینه زدم دلهای پاره پاره را

بس که من پینه زدم دلهای پاره پاره را

شد فراموش زخم قلبم در میان پینه ها


سارا کاظمی

پدر... بی تو نوار زندگیم صاف و ممتدِ

روزی که فهمیدم تو پدرمی
دنیام تغییر کرد
وقتی بهم میگی دوسِت دارم
تموم معیارهای عشق...
برام تغییر می کنه
پدر... بی تو
نوار زندگیم صاف و ممتدِ

نامت چقدر زیباست
اما ... نام دیگرت..
کوه است
من به جز تو
به تموم آدمای دنیا شک دارم
دوستِ دارم هات گفتنی نیست
ثابت می کنی... همین...

محمد کیا حبیب زاده

تنم برگهای خشک پاییز

تنم برگهای خشک پاییز
رنگها: زیبا،زرد و سبز و قرمز
همه کنارهم در لباس پاییز.

استخوانهایم را
عابر نشکنی زیر پوتین گاوت
ما دست نداشتیم به خانه چسبیم
پا نداریم بگریزیم از شعر پاییز.
پایمان را غم برد
دستمان را خدا چید.
خرخرمان از گلو نیست

صدایمان را درد برید.

عابر تو مخواه خرد شویم
پوتین مال همساده است
خردمان کنی او میخندد.

(دستهایم کو، پاهایم کو
عشق مان را کسی دزدید).
استخوانهایم درد دارند عابر
سرما ،مرفین را هم می کُشد.

هادی حاجی زاده