کوچه پشتی

کمی حال خوب

کوچه پشتی

کمی حال خوب

بگشای دوچشم نرگس خود ای نگار ناز

بگشای دوچشم نرگس خود ای نگار ناز
امد بهار و دشت و دمن خرم است باز
دلها خوش است ازین فصل نو بهار
هر جان که جان دارد داردش نیاز
بشکفت شکوفه ها و چمنها پر از نشاط
بلبل کنار گل شده خوشحال و سر فراز
سرو قامتی چو قامت تو قد کشیده است
ای مه جبین و لاله رخ با سرو هم طراز
باد نسیم که میوزد از خطه شمال

بوی نسیم زلف تو چون بوی مشکناز
جان جهان بهار است و جان من توئی
ای اتش فکنده برین جان دلنواز

قاسم بهزادپور

اوّل به کَلام، نام حَق اِظهار کنم

اوّل به کَلام، نام حَق اِظهار کنم
بَعدَش به جَمالِ اَحمد اِقرار کنم:

«نامَت که میان مسلمین اِعجاز است
سَررِشته آفرینش از آغاز است

هَر ذرّه زِ خاک پاک آن هَشت بهشت
بَر نام مُبارَک تو خواهند نوشت


مَدحَت به زَبان، جُمله مَلائک گویند
هم جِنّ و هم اِنس عِشقِ تورا می‌جویند»

امیر حسین استاد

سپیده سرزده از خواب برخیز

سپیده سرزده از خواب برخیز
به نام دوست با دشمن درآویز

دو رکعت عاشقی کن با دلارام
از آرامش شود جان تو لبریز


علی اکبر نشوه

دریا

دریا
خاکستریش را از بغض ابرها به وام گرفته،
و امواجش را از بادها

ای مواجِ سرگشته! هر خروشتان
نوشته‌ی دستانِ باد است بر صفحۀ بیقرارِ دریا...


باد مکار، در پیچ و تاب نیام های خود،
خروشتان را به بازی گرفته؛
همچو عاشقی که بر سینه ی معشوق نقشِ حسرت میکشد.

آسمان ، خاکستری ابریش را با تو قسمت کرد:
خاکستریِ بغض آلود...
و تو در تلاطم با باد،
خروشی بی پاسخ را
بر ساحلِ خاموشِ روزهایت مینویسی.

سینا علیمرادی

امیدوارم، که بعد از من


دلش از غصه خالی شه
امیدوارم، دلِ نازش
دچارِ بی خیالی شه..

منه غمگین و سرخورده
مثه آبِ رو آتیشم
بهم چیزی بگه هرکی
ازش راحت جدا میشم


شبا یه گوشه ای تنها
توی تاریکی می‌شینم
به جز تاریکیِ مطلق
دیگه چیزی نمی‌بینم

سیاهی میره چشمِ من
کسی اصلا حواسش نیس
همه توو خواب فرو میرن
گناهِ من تقاصش نیس

تقاصِ اینکه عاشق شی
همین بیداریه شب‌هاست
همین که دلهره داری
از این بی‌خوابیا پیداست

امیدوارم، که بعد از من
دلش از غصه خالی شه
امیدوارم، دلِ نازش
دچارِ بی خیالی شه..


علیرضا صانعی