کوچه پشتی

کمی حال خوب

کوچه پشتی

کمی حال خوب

گفتم نسیم را که وزان گشته ای زچه؟؟

گفتم نسیم را که وزان گشته ای زچه؟؟

گفتا سحربیامد و شوقی به پا کنم..

همچون سیگار

همچون سیگار

میان دستانت باقی مانده ام

نه دودم میکنی

و نه خاموش

آیا فراموش کرده ای

که در حال سوختنم..

از بوسه ی باران به زمین دانه شکفت

از بوسه ی باران به زمین دانه شکفت

اکلیل بروی پر پروانه شکفت

دستم به قلم آمد و از عشق نوشت!

دیدم که از احساس من افسانه شکفت..

بی تو همه ی نشانه ام گم شده است

بی تو همه ی نشانه ام گم شده است

حال دل خسته در تلاطم شده است

بی تو گل باغ زندگی ،ناله واشک

در شینه خانه پر تراکم شده است

ای همه آرزوی من درد مرا دوا کنی؟

ای همه آرزوی من درد مرا دوا کنی؟

وصل تو اشتیاق من قلب مرا سوا کنی؟

غنچه ی لعل آن لبت کرده اسیر عالمی

ای به فدای خنده ات قفل اسیر وا کنی؟