رفتهای و دل من غرقِ تماشاست هنوز
نبضِ من بینِ غمت، خطِ خطرهاست هنوز
باد پیچیده به مویم خبر از تو نرسید
عکسِ تو در دلِ این پنجره پیداست هنوز
هر نفس از تو، برای دلِ من معجزه بود
چشم من خیره به آن لحظهی رؤیاست هنوز
زخم اگر خوردی، ای جان! دلِ من مردهتر است
پشت هر سنگرِ سرد، اسمِ تو، ماست هنوز
بین هر آتش و فریاد، دعا میخوانم
کاش برگردی، که این ثانیه، تنهاست هنوز
رامیلا جمشیدی
ای ساکن همیشگی سرزمین عشق
زیبایی تو جلوه گه روح دین عشق
آوازه بلند تو پر کرده شش جهت
نامت شده است راهگشای طنین عشق
هر جا که رفت ذکر تو گویا بهشت شد
دوزخ به پاس ذکر خوش و دلنشین عشق
صبح است و جاری است از این قلب خسته حال
بر سوی حائر تو سلام حزین عشق
تعظیم می کنم به تو ای سرور شهید
آن دم که می رود به لبم آفرین عشق
مهدی چه سرَی است که نام حسین (ع) شد
بر خاتم مبارک هستی نگین عشق
با چند قطره اشک جواب سلام داد
آن ساکن همیشگی سرزمین عشق
مهدی رستگاری
وقتی سکوت میکنم
صدای دنیا فرو مینشیند
نوری در درونم روشن می شود
که پرده ها را کنار می زند
واژه ها
پنهان میشوند
و معناها
آرام آرام شکل میگیرند
وقتی سکوت میکنم
به خانه ام باز می گردم
خانه ای که در همهمه ی روزگار
آن را گم کرده بودم
الهام رضایی خلیق
ای که هوایت تمام فصل ها را بهار است
بهار من خزان شد
تو فصل سبز کیستی؟
ای که جام لبت نخورده مستم می کند
پیاله ام شکسته
تو مست جام کیستی؟
ای که یادت زیباترین خاطره هاست
خاطره ها مرا از یاد بردند
تو در خاطر کیستی؟
ای خواب خوش من در عالم بیداری
خواب بر من آرزو شد
تو در رویای کیستی؟
ای که چشمان تو باقی و جهان را همه فانی
دنیای مرا چشمان تو کشت
تو در جهان کیستی؟
ای که جای خالی ات زیبا تر از قصر است
خانه ام آوار شد
همنشین کیستی؟
سعید جلال فرد
تا داغ روی داغ تلمبار میشود
بین من وتو پنجره دیوار میشود
حال و هوای شرجی من مه گرفته است
کم کم هوای سادگی ام تار میشود
ای باغبان سری به هوای زمان بزن
این گل میان باغچه هم خار میشود
من باخیال خام خودم خوگرفته ام
تنها غم است با دل من یار میشود
دیگر به گرگ های گرسنه نبند دل
جایی که سگ میان گله هار میشود
امین احمدی