به رسمِ شاعران گاهی ، بیا مشقِ لطافت کن
به وقت رفتنِ پاییز، تو هم عرض ارادت کن
زمستان برف بر دوشش، رسیده پشتِ گوش ما
بگو آهسته وارد شو ،کمی امشب نجابت کن
بریز یک کاسه ی باران، به پشت پای آذرماه
بگو چند روزه برگردد،به عقل خود خیانت کن
طوافِ رُکن باران را، همین امشب به جا آور
چو گنجشکانِ در طوفان،درختان را زیارت کن
دلِ سجاده دلتنگ است، برای سجده های تو
چنان برگی که می افتد به روی خاک عبادت کن
زبان و گویش پاییز، نوایِ خش خش برگ است
به آن زاغی که می فهمد زبانش را حسادت کن
همانند غروبی که همیشه دیدنش زیباست
به این حُسنِ ختام ساده ی پاییز عادت کن
زهرا سادات