کوچه پشتی

کمی حال خوب

کوچه پشتی

کمی حال خوب

هر که شد عاشق مولا، بدنش می‌سوزد

هر که شد عاشق مولا، بدنش می‌سوزد
نه فقط جان و دلش بلکه تنش می‌سوزد

آه با این جگر سوخته یارب چه کنیم؟
ما که دیدیم که یاری بدنش می‌سوزد

آتش عشق چنان دامن دنیا بگرفت
که سراسر همه دشت و دمنش می‌سوزد

آبی از دیده بریزید بر این بابل دل
بت فرو ریخت ولی بت شکنش می‌سوزد

داغ جانسوز شقایق نه فقط او را سوخت
سوسن و سنبل و حتی چمنش می‌سوزد

سرورا منتَظرا شیعه ی خود را دریاب
که خراسان و عراق و یمنش می‌سوزد

ای خوش آن طائر دلخسته که در جلوه تو
لانه و بال و پر و جان و منش می‌سوزد

عباس طبیبی

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد