کوچه پشتی

کمی حال خوب

کوچه پشتی

کمی حال خوب

آتش زدی بر قلب ما ، آخر چرا ای بی وفا

آتش زدی بر قلب ما ، آخر چرا ای بی وفا
ازماچه بددیدی مگر، گشتی زماناگه جدا

باصدهزاران عشوه ات،صیدم نمودی عاقبت
آخر مرا با ساحری ، کردی به عشقت مبتلا

دل بسته بودم برتومن ،امّا توبدکردی به من
با رفتنت بنموده ای ، بر غصّه ما را آشنا

هستی برایم چون نفس ، دردل ندارم جزتدکس
ای ماه تابان عاقبت ، کردی مرا با غم رها

تا بوده ای در پیش ما ، گشتم به دورت بارها
امّا تو یکدم بهر من ، مهری نکردی جز جفا

نازت کشیم روز شب ، چیزی ز ما کردی طلب
بنگر که با رفتار خود ، کردی مرا آخر فنا

من با تو بودم مهر بان ، بودی مرا آرام جان
با ظلم بی حدّت صنم ، نَنموده ای رحمی بما

در عمر ما ای بیوفا ، بودی چنان بت بهر ما
کُشتی(خزان)را بی دلیل ، نا مهربان آخر چرا

علی اصغر تقی پور تمیجانی

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد