کوچه پشتی

کمی حال خوب

کوچه پشتی

کمی حال خوب

توراحس می کنم هردم

توراحس می کنم هردم

میان باغ های طبع هوشیاری

دمادم می چکد

عشق از ضمیر پالس لب هایم

نه من بی تابم و

نه شوروشوق زندگی نایاب    

زمین لبریز احساس است

وبرگ توت ، تا شاخ بلند ذرت وانگور

وسنگی که ، به روی چینه

پیغام خوشِ اردیبهشت ، در آستین دارد

مزامیر کهن پربار می سازد همه ارکان هستی را

نمی داند کسی آیا ؛

که ما حجمی چواقیانوس آرامیم

یکایک درزمین آتش فشان نور

بیا ظلمات را از سر بکوچانیم

بیاتا مثل یک آینه باشیم ؛

پرتلالو ،

صافی و بیغش

به ژرف ماست ، خورشید ی

که روشن می کند هفتاد اقلیم سخن گورا


ناظمی معزآبادی اصغر

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد