از دلم گفتا سما هم شمس دنیا از تو شد
ذکر قلبم هم تو باشی پس که ذکرا از تو شد
ای سخن گفتا کویرم از هوا از قطره ها
دانِ قلبم پس تو باشی آب دریا از تو شد
بار دیگر هم به دنیا چشم من را با دلم
از تو شد حق آن پدیدارا به رویا از تو شد
بر دلم دیوانگی سر زد چه آمد بر سرم
گر چه در مغزم تو باشی شورِ سودا از تو شد
در زبانم بیتِ بالا گفته مغزم حالِ سر
حالِ قلبم از تو گفتا نورِ شیدا از تو شد
غنچه باغم بر شگفتی تا شکفتا ناز من
دیگری باغم برایت ناز گلها از تو شد
پس بدانی من که سردارم که عاشق شد دلم
بر نگاهت بر وقارت عشق بالا از تو شد
امیرمحمد لطافت نیا