کوچه پشتی

کمی حال خوب

کوچه پشتی

کمی حال خوب

پادشاه گفت

پادشاه گفت
من عمداً این حصارها را محکم و امن نساختم
تا مردم هوشیار بمانند،
تا آسودگی، آنان را به غفلت نکشاند،
تا امنیت‌شان را مسلم نپندارند.

زیرا اگر ترس فراموش شود،
شجاعت بی‌مقدار می‌گردد،
و بی‌شجاعت، نگهبانی رنگ می‌بازد،
چراغ حراست که خاموش شود،
غیرت نیز در سیاهی شب ناپدید می‌شود،
و بی‌غیرت، خانواده فرو می‌پاشد،
خانواده که از هم بپاشد،
ستون‌های جامعه سست می‌شوند،
و جامعه‌ای بی‌ستون،
میدان‌دار فساد و تباهی‌ست...

و آن هنگام، انحلال آغاز می‌شود.

میثم علی شاه

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد