کوچه پشتی

کمی حال خوب

کوچه پشتی

کمی حال خوب

بغل از چشمانت

بغل از چشمانت
هوس دائمی این دل بی طاقت ما
چه نهان در دل این مست تماشایی توست
آه از اینهمه آه
خود...! ببینم خبر از این همه مستی داری؟
خودی از ما که نمانده
به خود جان نگاهت سوگند
بی قرارم زنخستین دیدار
یک یک یادت هست
که ز برق  براق نگهت
تو به معراج تمنا مرا ره دادی
نفسم گشتی و جان بخشیدی
روح وریحان و روان
شرر افتاد به جان
و شدی جان .... جهان
طاقتی نیست
تب افتاده به جان
همه ام خواهش و تسلیم و نیاز
همه ی چون و چرا
باز کن آغوش چشمانت
بغل از چشمانت
هوس دائمی این دل بی طاقت ماست


حسین گودرزی

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد