راه بسته است ازبرف کین
پاکدامن سپندارمذ برخیز
گام برداروخودبه تعجیل آی
ره مانده وبیماراست عمونوروزجان
خشکیده لبخندز لب وپریده سیمایش
پیروخسته ودرمانده به درمان است
خیزای پاکدامن سپندارمذپیش آی
تابه فردین نمانده قدمی بیش
پیش آی وطبیبی برسان
مرهمی بنوشان به کام عمونوروزمان
باخبرهستیدمردمان شهرمان
رفته عمری شادی وبرکت زوطنمان
هیچ دانیدایران عزیزمان
پابرجاوبرپاست
باخنده وبقچه ی عمونوروزمان
پیرگشته غصه خورده زکیداهریمنان
خون دلهاداده اندهردم برسرزمینمان
گرچه کشتندبه فریب رستم دستانمان
برده اندپیکان کاوه شکسته کمان آرشمان
خواستندتازنام برندبهزادان ونادرقلی افشارمان
هم شهیدان ونام آوران وطنمان
داریم به روزگاران
هزاران هزارشیرویلان
ای سرزمین آریایی ایران من
هستی توزادگاه پاکان ونجیب زادگانمان
داریم ماامیدبه نکوحالی عمونوروزجان
تاگذریم زین فصل سردی ویخبندانی
برسیم به بهارسرسبزی وخرمی وخندانی
تابگسترانیم سفره ی رنگین هفت سین
کنیم برپاجشن بزرگ نوروزگان
بهاالدین داودپور