کوچه پشتی

کمی حال خوب

کوچه پشتی

کمی حال خوب

حرامت میکنم شعرم اگر روزی بفهم من

حرامت میکنم شعرم اگر روزی بفهم من
میان واژه های او نشانی از تو پیدا است
به هر کوی و در هر حال، تو را دارم به یاد اما،
به هر لحظه بدون تو، دل من تیره و تنها است
تو را در آسمان دیدم، درخشیدی به سان ماه
ندایی از دل آمد، گفت: او در جان تو تنها است
در آغوش شب تاریک، تو را با قلب می‌خوانم
به هر لحظه بدون تو، دلم در سوز و اغما است
جدایی از تو هرلحظه ،دلم را سخت می فشارد

تو را گم کرده‌ام اما، عشقت، همان عشق بی‌پایان است

سعید کیانی

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد