حرامت میکنم شعرم اگر روزی بفهم من
میان واژه های او نشانی از تو پیدا است
به هر کوی و در هر حال، تو را دارم به یاد اما،
به هر لحظه بدون تو، دل من تیره و تنها است
تو را در آسمان دیدم، درخشیدی به سان ماه
ندایی از دل آمد، گفت: او در جان تو تنها است
در آغوش شب تاریک، تو را با قلب میخوانم
به هر لحظه بدون تو، دلم در سوز و اغما است
جدایی از تو هرلحظه ،دلم را سخت می فشارد
تو را گم کردهام اما، عشقت، همان عشق بیپایان است
سعید کیانی