هر بار گفتم دوستت دارم تو خندیدی
عاشقتر از مجنون شدم اما نفهمیدی
برعکسِ تو در ظاهر و باطن یکی بودم
انگار، از این سادگی بدجور رنجیدی
من با صداقت دردِ دل میکردم اما حیف...
پینوکیوها رو ولی بهتر پسندیدی
وقتی دلم تنگه فقط عکساتو میبینم
لبخندتو تنها به من توو عکس بخشیدی
من رازدار گریههای هرشبت بودم
اما شب زجرم شنیدم خوب رقصیدی
این حجم از نامهربونی جای وحشت داشت
تازه خدای مهربون رو میپرستیدی
احمدصیفوری